بابا صفرى

53

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

نزديكيهاى ظهر سخنانى كه فرمانده سپاهيان روس در باغملى ايراد كرده بود بين مردم پخش شد و اندك آرامشى بوجود آورد . در آن ايام شخصى بنام « حسنعلى شهروزى » فرماندار اردبيل بود . او بواسطهء وضع حمل همسرش نتوانست قبل از ورود روسها از شهر بدر رود و بناچار ماندگار شد و مثل ديگر مردم از خانه‌اش ، كه قسمتى از ساختمان فرماندارى بود ، بدرنيامد . فرمانده روسى روز دوم ورود بديدن او رفت و حوالى ساعت ده صبح باتفاق وى در ايوان عمارت فرماندارى ، خطاب بمردمى كه در باغ جمع شده بودند ، سخنرانى كرد . او روسها را برادران ايرانيان خواند و علت اين حمله را خنثى نمودن فعاليت ستون پنجم آلمانيهاى نازى در ايران قلمداد نمود . زيرا آن روزها شايع بود كه افسران برجستهء آلمان به صورت مهندس و « تكنيسين » در ايران خدمت مينمايند و در صددند ايران را به صورت پايگاهى عليه متفقين درآورند . او از مظالم نازيها در اروپا و نيز در خاك شوروى سخنها گفت و حملهء آنها را بروسيه تجاوزكارانه خواند و براى آنكه مردم را از چنان تصورى نسبت بتجاوز خود آنها بايران بدور دارد افزود كه ارتش سرخ براى جنگ بايران نيامده است بلكه براى آن دست بدين كار زده است كه دشمن مشترك بشريت ، يعنى نازيها را ، از اين خاك بيرون كند و شماها را از شر آنها برهاند . او بدنبال اين سخنان ، كه بلحن دوستانه‌اى ادا ميكرد ، از مردم خواست بازار و دكانها را باز كنند و كار و زندگى روزانهء خود را از سر گيرند . از كارمندان ادارات نيز خواهش كرد كه بر سر كار خويش بروند و بر طبق قوانين و مقررات ادارى ايران كارهاى خود را انجام دهند . بعد از او فرماندار نيز سخنانى در مورد لزوم باز كردن دكانها و بازار بيان كرد و كارمندان ادارى را موظف بحضور در ادارات دانست . اين گفتارها بويژه سخنان فرماندار ، كه در هرحال نمايندهء رسمى دولت بود و مردم از ماندن وى در شهر خبر نداشتند ، در تسكين خاطرها مؤثر شد و كم‌كم بعضى از دكانها ، مثل نانوائيها ، كه ما يحتاج عمومى ميفروختند كار خود را با احتياط از فرداى آن روز از سر گرفتند .